مرزبان نامه
کتاب مرزبان نامه اثری خواندنی در حوزه ادبیات کهن فارسی است که با بازنویسی روان، مخاطب را با داستان هایی آموزنده و پرمعنا آشنا می کند.
قیمت کتاب :
تومان۲۰۰,۰۰۰ قیمت اصلی تومان۲۰۰,۰۰۰ بود.تومان۱۸۰,۰۰۰قیمت فعلی تومان۱۸۰,۰۰۰ است.
1 عدد در انبار
| وزن | 256 گرم |
|---|---|
| نویسنده: | |
| موضوع: | , , |
| شابک : |
9.78601E+12 |
| تعداد صفحه: |
166 |
| قطع: | |
| نوبت چاپ: | |
| انتشارات: |
معرفی کتاب مرزبان نامه اثر مریم لطفعلی
“کتاب مرزبان نامه” یکی از آثار ارزشمند در حوزه کتاب های ادبیات کهن و بازنویسی داستان های کلاسیک است که به قلم مریم لطفعلی نوشته و توسط انتشارات گوهر اندیشه منتشر شده است. این کتاب بازنویسی روان و قابل فهمی از یکی از متون مهم نثر فارسی است که با زبانی ساده تر، مفاهیم اخلاقی و داستانی آن را به مخاطب امروزی منتقل می کند. اگر به دنبال آشنایی با ادبیات کهن فارسی در قالبی خواندنی و قابل درک هستید، این کتاب می تواند انتخابی مناسب باشد.
ویژگی کتاب مرزبان نامه
کتاب مرزبان نامه از جمله آثار خواندنی در میان کتاب های ادبیات کهن به شمار می رود که با نثری ساده و داستان محور، مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و انسانی را در قالب روایت های تمثیلی ارائه می دهد. این اثر برای نوجوانان و علاقه مندان به ادبیات کلاسیک که به دنبال متنی روان هستند، بسیار مناسب است.
قسمتی از فهرست کتاب مرزبان نامه
• شغال الاغ سوار
• انتخاب صحیح
• پادشاه و دختر کدخدا
• دوستی هیزم فروش و مار
• خدمتکار خوش شانس
• عاقبت موش بدجنس
خرید کتاب مرزبان نامه اثر مریم لطفعلی
کتاب مرزبان نامه نوشته مریم لطفعلی و منتشر شده توسط انتشارات گوهر اندیشه، هم اکنون از طریق فروشگاه کتاب شید با ارسال سریع و بسته بندی ایمن قابل تهیه است. فروشگاه کتاب شید تلاش کرده است مجموعه ای متنوع از کتاب های ارزشمند ادبی و آموزشی را در اختیار مخاطبان قرار دهد تا دسترسی به آثار ماندگار ادبیات فارسی آسان تر شود. اگر قصد خرید کتابی آموزنده و ریشه دار در فرهنگ ایرانی را دارید، این اثر انتخابی شایسته خواهد بود.
برشی از کتاب:
گرگ نادان و بزغالهی دانا
در نزدیکی دشت سرسبزی روستایی بود که چوپانش هر روز صبح گلههای اهالی روستا را به دشت میبرد تا از علفهای تازه بخورند و شیر تازه و مقوی داشته باشند و هنگام عصر آنها را به روستا برمیگرداند. در نزدیکی دشت کوهستانی بود و گرگی بدجنس در آنجا زندگی میکرد و همیشه در کمین بود تا حیوانات بیپناه را شکار کند. یکروز صبح گرگ بدجنس هرچه صبر کرد حیوانی را برای شکار پیدا نکرد. گرسنه به طرف کوهستان میرفت که گلهی گوسفندان روستا را دید و با خوشحالی در گوشهای کمین کرد تا شاید گوسفندی از گله جدا شود و به طرف او بیاید ولی چوپان با هوشیاری مراقب گلهاش بود و انتظار گرگ فایدهای نداشت. عصر که گرگ با ناامیدی به طرف لانهاش میرفت ناگهان چشمش به بزغالهی کوچکی افتاد که دور از گله و بهتنهایی مشغول خوردن علف بود. گرگ بدجنس که دید بزغاله دور از گله مشغول چراست، به طرف او رفت.
بزغالهی بیچاره با دیدن گرگ بدجنس خیلی ترسید و سرش را بالا گرفت ولی فهمید که چوپان و دوستانش به طرف روستا رفته و او تنها مانده است. با خودش گفت: «برای نجات جانم باید این گرگ بدجنس را فریب بدهم.»
پس چند قدم به طرف گرگ رفت و به او سلام کرد و گفت: «من از طرف چوپان گله اینجا آمدم چون امروز تو به گلهی ما حمله نکردی و گوسفندان با آرامش از علفهای تازهی دشت خوردند او هم برای تشکر از تو مرا اینجا فرستاد تا غذای امروزت باشم و گفت: «که قبل از اینکه مرا بخوری حتماً برایت آواز بخوانم تا از صدای خوب من لذت ببری و اشتهایت برای خوردن من بیشتر شود.» گرگ نادان که از شنیدن حرفهای بزغاله خیلی خوشحال شده بود بدون اینکه فکر کند از او خواست بهترین آوازش را بخواند.
بزغالهی زیرک که این حرف را شنید با صدای بلند شروع به خواندن کرد و آنقدر سروصدا کرد که چوپان صدایش را شنید و با عجله به طرف صدا رفت. وقتی که گرگ و بزغاله را دید با چوپدستیاش به گرگ حمله کرد و آنقدر او را کتک زد که گرگ پا به فرار گذاشت و بزغاله به سلامت به همراه چوپان به میان گله و دوستانش برگشت.
فهرست:

نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.