برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.

روباهی به نام پکس 1

کتاب “روباهی به نام پکس 1” اثری خواندنی در حوزه کتاب های داستان کودک و نوجوان است که با روایت لطیف و احساسی، مخاطب را با مفاهیمی مانند عشق، جدایی و رشد همراه میکند. این کتاب برای کودکانی که به داستان های معناگرا علاقه دارند بسیار مناسب است و ترجمه بهرنگ خسروی خواندن آن را روان و دلنشین کرده است.

قیمت کتاب :

قیمت اصلی تومان۷۹۰,۰۰۰ بود.قیمت فعلی تومان۷۱۱,۰۰۰ است.

1 عدد در انبار

وزن 228 گرم
نویسنده:

موضوع:

,

,

,

شابک :

9.78601E+12

تعداد صفحه:

228

قطع:

نوبت چاپ:

انتشارات:

معرفی کتاب روباهی به نام پکس 1 اثر سارا پنی پکر

“کتاب روباهی به نام پکس 1” یکی از آثار احساسی و تحسین شده در حوزه کتاب های داستان کودک و نوجوان است که به قلم سارا پنی پکر نوشته شده و با ترجمه روان بهرنگ خسروی توسط انتشارات پرتقال منتشر شده است. این کتاب داستانی عمیق و تاثیرگذار درباره دوستی، وابستگی و جدایی میان یک پسر و روباهی دوست داشتنی روایت میکند. نثر ساده اما پر احساس کتاب باعث میشود خواننده به سرعت با شخصیت ها ارتباط برقرار کند و درگیر فضای داستان شود.

با خواندن کتاب روباهی به نام پکس 1 چه چیزی می آموزیم؟

کتاب روباهی به نام پکس 1 مفاهیمی مانند مسئولیت پذیری، عشق، رهایی و احترام به طبیعت را به شکلی لطیف و انسانی بیان میکند. سارا پنی پکر با روایت همزمان از نگاه انسان و حیوان، خواننده را به درک عمیق تری از روابط عاطفی و انتخاب های دشوار زندگی میرساند. این اثر یکی از کتاب های ارزشمند در میان کتاب های داستان نوجوان است که علاوه بر سرگرمی، نگاه اخلاقی و احساسی مخاطب را نیز تقویت میکند.

نکات برجسته کتاب:

داستانی احساسی و معناگرا

پرداخت به رابطه انسان و طبیعت

مناسب کودکان و نوجوانان

ترجمه روان و دلنشین بهرنگ خسروی

خرید کتاب روباهی به نام پکس 1 ترجمه بهرنگ خسروی

کتاب روباهی به نام پکس 1 نوشته سارا پنی پکر با ترجمه بهرنگ خسروی و منتشر شده توسط انتشارات پرتقال، هم اکنون از طریق فروشگاه کتاب شید با ارسال سریع و بسته بندی ایمن قابل تهیه است. فروشگاه کتاب شید با ارائه مجموعه ای متنوع از کتاب های کودک و نوجوان، تلاش کرده است دسترسی آسان و مطمئن به آثار ارزشمند را برای خانواده ها فراهم کند. اگر به دنبال داستانی عاطفی، تاثیرگذار و ماندگار هستید، این کتاب میتواند انتخابی بسیار مناسب باشد.

0 دیدگاه
0
0
0
0
0

نقد و بررسی‌ها

حذف فیلترها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “روباهی به نام پکس 1”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برشی از کتاب:

روباه قبل از پسر متوجه کاهش سرعت اتومبیل شد همیشه به واسطه ی نرمه ی پنجه‌ها، ستون فقرات و موهای ریز و حساس مچ هایش همه چیز را زودتر از بقیه حس میکرد. از تکان‌های اتومبیل فهمید جاده ناصافتر شده. از روی پاهای پسر بلند شد و رد بوهایی را که از پنجره ی باز اتومبیل به داخل می‌آمد بو کشید.
این بو نشان میداد که دارند به جنگل نزدیک میشوند.
بوی تند درخت کاج، بوی چوب و پوست تنه‌اش، بوی میوه‌ی مخروطی شکل و برگه‌ای سوزنی اش، همگی انگار هوا را مثل تیری که از کمان رها شده باشد می شکافتند و جلو می‌آمدند؛ اما ،روباه به جز این بو بوهای دیگری را هم حس می‌کرد.
عطر ملایم شبدر و سیر وحشی، بوی سرخس و هزارو یک چیز دیگر که
شاید به عمرش ندیده بود اما میفهمید که بوی تازه و تندی دارند پسر هم انگار که چیزی حس کرده باشد حیوان خانگی اش را بغل کرد و دستکش بیسبالش را محکمتر نگه داشت.
روباه از اضطراب پسر متعجب شد. چند باری که با همین اتومبیل سفر کرده بودند پسر آرام و حتی هیجان زده بود اما مضطرب نه!
روباه از بوی چرم متنفر بود ولی پوزه اش را به بخش توری شکل دستکش‌ مالید؛ چون هروقت این کار را میکرد صاحبش میخندید و بعد دستکش را روی سر او میکشید بعد باهم کشتی میگرفتند و پسر همه چیز را فراموش میکرد اما این بار پسر روباهش را بلند کرد صورتش را توی موهای سفید گردنش فروبرد و فشار داد.
روباه تازه فهمید پسر دارد گریه می‌کند.
برگشت تا صورتش را ببیند و مطمئن شود، بله صاحبش داشت گریه میکرد اما بیصدا. تا حالا ندیده بود بی صدا گریه کند.
مدت‌ها میشد پسر اشکی نریخته بود اما روباه یادش بود پسر قبلاً همیشه با صدای بلند گریه میکرد انگار میخواست توجه همه را به این اتفاق عجیب یعنی جاری شدن آب شور از چشمهایش جلب کند.
اشکهای پسر را لیسید و بیشتر گیج شد خبری از بوی خون نبود کمی خودش را عقب کشید تا صاحبش را دقیق‌تر نگاه کند؛ نگران شد که نکند متوجه زخمی شدن او نشده باشد؛ اما حس بویاییاش هیچ وقت اشتباه نمی کرد نه خونی در کار نبود؛ حتی ورم و کبودی ای هم در جایی از بدنش پیدا نبود و هیچ استخوانی ترک نخورده و مغز استخوان به بیرون تراوش نکرده بود این اتفاق قبلاً یک بار افتاده بود.
اتومبیل به سمت راست جاده رفت و چمدان کنار دستشان تکان خورد. روباه از بوی چمدان فهمید که پر از لباسهای پسر و وسایلی است که با آنها زیاد سروکار دارد؛ چیزهایی مثل عکسی که روی میزش میگذاشت و اشیایی که توی کشوی پایینی پنهان می‌کرد. پنجه اش را به گوشه ای از چمدان کوبید تا شاید باز شود و بوی وسایل به مشام پسر برسد و آرامش کند؛ اما درست در همین لحظه سرعت اتومبیل کم شد و تقریباً داشت توقف می‌کرد. پسر سرش را توی دستهایش گرفته و قوز کرده بود...

کتاب های پیشنهادی برای شما

مقالات مرتبط کتاب شید