قصه های بهاری
کتاب قصه های بهاری اثری خواندنی در حوزه کتاب های داستان کودک و نوجوان است که با داستانهایی شاد، رنگارنگ و مرتبط با فصل بهار، کودکان را با دنیایی پر از طراوت و زندگی همراه میکند.
قیمت کتاب :
تومان۳۳۵,۰۰۰ قیمت اصلی تومان۳۳۵,۰۰۰ بود.تومان۳۰۱,۵۰۰قیمت فعلی تومان۳۰۱,۵۰۰ است.
1 عدد در انبار
| وزن | 285 گرم |
|---|---|
| نویسنده: | |
| موضوع: | , , |
| شابک : |
9.786E+12 |
| تعداد صفحه: |
176 |
| قطع: | |
| نوبت چاپ: | |
| انتشارات: |
معرفی کتاب قصه های بهاری اثر مریم لطفعلی
“کتاب قصه های بهاری” یکی از آثار دوستداشتنی در حوزه کتاب های داستان کودک و نوجوان است که به قلم مریم لطفعلی نوشته و توسط انتشارات گوهر اندیشه منتشر شده است. این کتاب با مجموعهای از داستانهای کوتاه و دلنشین در فضایی بهاری، کودکان و نوجوانان را با حس تازگی، رنگ و طراوت فصل بهار همراه میکند و لحظاتی شیرین و آموزنده برای مخاطب خلق میکند. اگر به دنبال کتابی مناسب برای افزایش انگیزه مطالعه و لذت بردن از حال و هوای بهار هستید، قصه های بهاری انتخابی بسیار جذاب خواهد بود.
ویژگی کتاب قصه های بهاری
کتاب قصه های بهاری از جمله منابع خواندنی در میان کتاب های داستان کودک و نوجوان است که با نثری ساده، روان و کودکپسند، داستانهایی زیبا و مرتبط با فصل بهار را ارائه میدهد. این کتاب برای خانوادهها و مربیانی که میخواهند کودکان را با داستانهای فصلی و الهامبخش آشنا کنند، گزینهای بسیار مناسب است.
قسمتی از فهرست کتاب قصه های بهاری
• پیرزن و عمو نوروز
• بدهکاری
• موش آهنخوار
• کی قوی تره؟
• گواهی پرندگان
• پادشاه دانا
خرید کتاب قصه های بهاری اثر مریم لطفعلی
کتاب قصه های بهاری نوشته مریم لطفعلی و منتشر شده توسط انتشارات گوهر اندیشه، هماکنون از طریق فروشگاه کتاب شید
با ارسال سریع و بستهبندی ایمن قابل تهیه است. فروشگاه کتاب شید با ارائه مجموعهای متنوع از کتابهای کودک و نوجوان، فراهم کردن دسترسی آسان و مطمئن به این آثار را برای خانوادهها امکانپذیر ساخته است. اگر قصد تهیه کتابی شاد، آموزنده و مناسب با حال و هوای فصل بهار دارید، این اثر انتخابی عالی خواهد بود.
برشی از کتاب:
"عذاب وجدان"
یک روز ، مردی دزدی را در انبار خانه اش دید و او را گرفت و دستهایش را به درختی که جلوی خانه اش بود بست و همانطور که او را با چوب میزد به همسایگانش میگفت این مرد برای دزدی به خانه من آمده بود. مرد دزد هم از ضربه سنگین چوب درد میکشید و فریاد میزد ولی صاحبخانه به فریادهای او توجهی نمیکرد و او را کتک میزد تا این که همسر مرد صاحبخانه آمد و دست دزد را از درخت باز کرد و شوهرش را به داخل خانه برد.
شب و وقت خوابیدن مرد صاحبخانه به همسرش گفت: «هنوز صدای فریادهای مرد دزد در گوشم میپیچد و نمیگذارد بخوابم.» همسر او که زن خوب و مهربانی بود :گفت این صدای مرد دزد نیست بلکه عذاب وجدان توست که نمیگذارد بخوابی؛ شاید آن مرد از روی ناچاری مجبور به دزدی شده بود و تو بدون این که دلیل کارش را بپرسی آبرویش را بردی و او را به همه نشان دادی؛ بهتر بود به جای کتک زدن او را نزد قاضی میبردی و از او شکایت میکردی کار تو از دزدی کردن آن مرد بدتر بود؛ حالا هم از خدا بخواه که تو را برای کار بدی که کرده ای ببخشد و به تو آرامش بدهد.

نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.